تبلیغات
معماری: بعد چهارم زندگی
 
معماری: بعد چهارم زندگی
انجمن علمی معماری دانشگاه شهید چمران اهواز
 
 

با سلام به تمامی دوستان...

با توجه به اعلام گروه و دانشگاه،انتخاب واحد:

ورودی 87: روز دوشنبه در تاریخ 21 شهریور ماه

ورودی 88:روز سه شنبه در تاریخ 22 شهریور ماه

ورودی 89:روز چهارشنبه در تاریخ 23 شهریورماه

و زمان شروع انتخاب واحد برای همه ورودی ها در ساعات 8 الی 11 صبح میباشد...

همچنین برنامه نهایی دروس نیمسال اول 90-91 نیز به شرح زیر اعلام شده است:

**توجه: برنامه مقداری تغییر کرده است! لطفاً با این عکسها چک کنید..

*برای واضح دیدن تصاویر روی عکس مورد نظر راست کلیک کرده و آنرا روی سیستم خود save نمایید، سپس از آن دیدن فرمایید.




در ضمن طبق گفته های مسئولین دانشگاه برای انتخاب واحد نیازی به حضور فیزیکی در دانشگاه نیست...و از تمام ایران قابل انجام است!!!


در ادامه مطلب بقیه دروس مورد نیاز برای انتخاب واحد قرار داده شده است...




نوع مطلب : انجمن علمی معماری، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

فلسفه دكانستراكشن

بنیانگذار فلسفه دكانستراكشن ژاك دریدای فرانسوی است كه بعضی از معماران همچون پیتر آیزنمن و برنارد چومی كارهای خود را متاثر از ساختمان نظریات وی می دانند و حتی پروژه هایی با همكاری دریدا انجام داده اند.
وی پژوهش هایی در زمینه ساختار شناسی زبان انجام داده است و نظریاتی در مقابل نظریه ساختار گرایی كه محصول نظریات فردی بنام فردیناند سسور در سالهای 1916 – 1911 دارد، سسور معتقد بود كه زبان و اصولا هر نوع علامت كه ایده ای را از ذهنی مخاطب می شود كه این معنی در هر زبان ثابت است و به راحتی قابل تغییر نیست، مثلا در یك نوع معنی گراست كه حاصل ذهن است و موجب تداعی معنی در ذهن است كه این معنی در هر زبان ثابت است و براحتی قابل تغییر نیست مثلا در یك زبان به عنوان علامت هنگامیكه كسی واژه گل را بكار میبرد ، شنونده بی تردید منظور گوینده در ذهنش تداعی شده . بنابراین با یك علامت كه در این مثال زبان می باشد ایده ذهنی از گوینده به شنونده منتقل شد ، و همچنین این مفاهیم ذهنی براحتی قابل تغییر نیستند از آنجا كه زبان یك پدیده اجتماعی است حجمی برای آن توافق كنند تا بتوان از یك معنی گر مفاهیم استعاره ای دیگر برداشت كرد . این مسئله در مورد متن نیز صادق است اما دریدا می كوشد با واسازی متنها نشان دهد كه معنی شده خود معنی گر شود.
بنابراین نوعی تسلسل زنجیر وار « معنی گر » و « معنی شده » ناپدید می شود. بنابراین نمیتوانیم از یك علامت معنایی خاص دریابیم « بلكه باید بالا و پائین رفتن مدام حضور و غیاب « معنای خاص » را بر تجربه آوریم. بنابراین خواندن یك متن در واقع تبعیت كردن ردپائی از معنی شده است كه خود حضور ندارد.

دریدا می نویسد

ما هرگز نمی توانیم به انتهای چیزی برسیم , اگر به فرهنگهای لغت مراجعه كنیم می بینیم كه هر كلمه با كلمات و بر حسب كلمات دیگر تعریف شده اند و از این رو اگر بخواهیم ببینیم واقعا یك كلمه چه معنی میدهد ، باید به دنبال معنای كلمات دیگر نیز بگردیم. و به دنبال كلمات گشتن هرگز به پایان نمیرسد ، حتی اگر به پایان این جستجو برسیم به یافتن معنی كلمه نخست نزدیك شده ایم بخصوص كلماتی كه به هر صورت واجد معانی متضاد هستند.
بنابراین دریدا گفتار را بر متن به عنوان علامت ترجیح می دهد و چون معتقد است كه در گفتار رابطه نزدیكترین معنی گر ومعنی شده برقرار میشود پس متن دریدا بسیار دور از ذهن و نفوذ ناپذیر است . اصل دریدا در چنین تفكری عصیان در برابر باورهای معمولی در عرصه های فلسفی و حتی معماری و حتی به عرصه های زندگی بشر و حتی به زیر بردن همه اصول و بطور كلی خرد و دانائی است. خرد و منطق از اصولی است كه از زمان فیلسوفان كلاسیك یونان تاكنون نقش اصلی را در همه عرصه های زندگی بشری و حتی در معماری بخصوص در معماری مدرن داشته است.
در واقع دریدا و سایر صاحب نظران (پست استراكچرالیست) سعی می كنند نوشته های پیچیده ، مشكل و غیر شفاف ارائه كنند. رولان بارت در نوشته هایی كه به معرفی این سبك نوشتار می پردازد می نویسند:
شفافیت در زبان صرفا مبحثی نظری است و نه كیفیتی كه یك زبان باید الزاما واجد آن باشد روشنی و شفافیت در زبان پیوسته و ایده ال برخی از مباحثی است كه مراد از طرح آن قانع كردن شنونده یا خواننده می باشد ،زیرا نوشتار به هیچ روی وسیله ای برای برقراری ارتباط نیست صرفا وسیله ای است برای اینكه بورژوازی كه سخن بشریت است شرایط اجتماعی ،سیاسی خود را به دیگران تحمیل كند.
بارت از اینكه زبان ،خاصه زبان فرانسه به عنوان وسیله ای مورد استفاده قرار گرفته است تا ارزشهای بورژوازی و تحمیل را حتی به كسانی كه چنین بارت از اینكه زبان ، خاصه زبان فرانسه به عنوان ارزشهایی به ضررشان تمام می شود تحمیل كند اظهار تاسف می كند.
به نظر بارت هدف چنین نوشته هایی مصرف كنندگان بی تفاوت این نوشته ها هستند وی این نوشته ها را «خواننده پسند » می نامد و مواردی از نوشته های نویسنده پسند این است كه نوشتار از سر قصد غیر واضح ،پراكنده، ناپیوسته و درهم باشد .چنین نوشته ای چنان باید خواننده را ناراحت و عصبانی كند كه وی در ستیز خود برای درك مطلب ناگزیر شود اندیشه های خلا قانه خود را به كار برد. این عدم شفافیت در معماری دكانستراكشن به گونه ای دیگر نمود می یابد
گیدیون در كتاب فضا ،زمان معماری در توصیف كارخانه فاگوس این امر را به نوعی مهم از نقاشی كوبیسم می داند كه در آن نقاط دید مختلف وجود دارد . اما دریدا در باب درون و برون می نویسد:«دكانستراكشن تخریب یا پنهان كاری نیست.» حال آنكه مشكلات ساختاری مسلمی را درون ساختارهای ظاهرا پایدار می نمایاند اما این تركها به متلاشی شدن ساختار نمی انجامد
بر عكس، دكانستراكشن تمامی قدرت خود را از راه به مبارزه طلبیدن ارزشهای قوی همانند هماهنگی، وحدت و ثبات بدست می آورد و در عوض دیدگاه متفاوتی از ساختار راه پیش رو می نهد ...این معماری نظریه بیان جدیدی نیست بلكه بیشتر افشاگر ناشناخته های نهفته در دل است. شوكی است كه از ضعف موجود درست بهره برداری می كنند تا آن را برآشوبند نه آنكه به دورش اندازند . بنابراین زیر سوال بردن و تردید در اصول به معنای نفی آن اصول در دكانستراكشن نیست .

فلسفه دكانستراكشن در زبان شناسی

واسازی یك متن عبارت است از برون گشیدن روابط منطقی متضاد ادراك و انبساط از آن متن به هدف نمایش اینكه یك متن بر خلاف آنچه می گوید معنی می شود یا بر خلاف آنچه معنی می شود میگوید این راهبرد نخستین بار توسط فیلسوف فرانسوی ژاك دریدا مورد بررسی قرار گرفت موجب انتتقادات ادبی بسیاری مخصوصا از جانب منتقدین آمریكائی شد نوشته های دریدا اغلب در رابطه با فلسفه است تا متون ادبی اگر خود او اخیرا بسیاری از جنبه های این تفاوت را رد كرده است و معتقد است فلسفه همچون ادبیات محصول اشكال و وسایل علم معانی و بیان است و اما وی معتقد است آنچه به فلسفه نظم بخشیده است دقیقا نتیجه عدم تمایل فلسفه كیانه مجاز در اصول گذشته و امروز آن است .
بنابراین دریدا علی رغم معانی و منظور های مطابق متون فلسفی چندین آنها را می خواند
آنچه دریدا پیشنهاد می كند رسیدن به تحلیل روانی دلایل كلام ، محوری » غربی است . در مقاله جفری بروت نسبت در مورد فلسفه دكانستراكشن این چنین توصیف شده است . به اعتقاد به اینكه در ریشه های تمام هستی ، حقایقی وجود دارد كه در دسته بندیهای مطلقی سازمان یافته اند ، این حقایق فقط در ذهن و كلام خداوند وجود دارند اما هر چیز واقعی از آنها تشكیل ییدا می كند ، می توانیم به درون آنها تنها از طریق زبان نفوذ كنیم و آن دلیل است كه موجب رسیدن به یك شناخت و واقعیت كامل و بی واسطه می شود
ناخود آگاه فلسفی بعد توانست در تمام علائم و نشانه های استعاری اش خوانده شود این دلیل دریداست به تضاد بین گفتار و نوشتار به عنوان پایه ای ترین تعیین كننده كه فلسفه غرب توجیه می كند
از افلاطون تا هگل و از روسو تا سسور و دانشمندان ساختارگرای مدرن ، همه معتقدند كه گفتار همیشه بر نوشتار ارجح است و این علت توانایی زبان است ابهام عبارت فرانسوی كه هم به معنی شنیده است و هم به معنای فهمیدن گفتار كسی ) بهترین برای اثبات این عقیده است كه از درك همزمان آنچه كسی می خواهد بگوید در لحظه ای كه واقعا آنرا می گوید واقعی است و هنگامیكه به كلمات شخص گوینده گوش می دهیم می توانیم احساس واقعی او را با وارد شدن به دایره مبادرات بین ذهن ، زبان و واقعیت درك كنیم .
بنابراین ارتباطات به عنوان یك نوع تاثیر پذیری خودكار در دو جنبه مطرح می شود . جریانی كه به تقدم كامل زبان گفتاری بر هر چیز كه محدودوه آنرا میكند بستگی دارد و این تهدید صراحتا توسط نوشتار انجام می شود تا آنجا كه حتی به قطع ریشه حضور مجاز گفتار نیز بیانجامد .

معماری دیکانستراکشن


Hypo Bank a Tavagnacco

• شخصی که برای اولین بار مباحث فلسفی دیکانستراکشن را وارد عرصه معماری نمود پیتر آیزنمن معمار معاصر آمریکایی است. آیزنمن نه تنها با مقالات و سخنرانی‌های خود بلکه با فضاها، کالبدها و محوطه سازی‌های متعددی که ساخته فلسفه دیکانستراکشن را به صورت یکی از مباحث اصلی معماری در طی دهه 80 میلادی در آورد. 
• او معتقد است که معماری در هر زمان ومکان باید اکنونیت داشته باشد و برای رسیدن به شرایط فوق حقایق و نمادهای گذشته باید شکافته شوند و مفاهیم جدید مطابق با شرایط امروز از درون آنها استخراج شود.
• به نظر او در زندگی امروز ما دوگانگی‌ها و تقابل‌هایی مانند زشتی و زیبایی، ثبات و بی ثباتی، وضوح و ابهام، پایداری و تزلزل، سودمندی و عدم سودمندی و صراحت و ایهام وجود دارد که باید در ساحت معماری به عنوان تجلی گاه شرایط زندگی امروز ما به نمایش گذاشته شود.
• در معماری دیکانستراکشن سعی بر این است که برنامه و مشخصات طرح مورد مطالعه و وارسی دقیق قرار گیرد. همچنین خود سایت و شرایط فیزیکی و تاریخی آن و محیط اجتماعی و فرهنگی ای که سایت در آن قرار گرفته نیز مورد بازبینی موشکافانه قرار می‌گیرد. 
• در مرحله بعد تفسیرها و تاویل‌های مختلف از این مجموعه مطرح می‌شود. 
• در نهایت کالبد معماری به صورتی طراحی می‌شود که درعین برآوده نمودن خواسته‌ها ی عملکردی پروژه، تناقضات و تباینات بین وعات اشاره شده در فوق و تفسیرهای مختلف ز آن ارائه شود لذا شکل کالبدی به صورت یک مجموعه چند معنایی ابهام برانگیز متناقض و متزلزل ارائه میشود که خود طرح زمینه را برای تفسیر و تاویل بیشتر آماده میکند.

زیبایی شناسی در معماری دیکانستراکشن

• ”دگرگونی“ معیارهای زیباشناختی و”دگردیسی“ حاصل در فرم‌های معماری برپایه”دگراندیشی“ و ”دگرادراکی“ است که از ایجاد انگیزش آنی در روند طراحی معماری یا ایجاد ”تخریب“ ساختارهای سنتی زیباشناختی در معماری، همچون ”تقارن“، ”نظم“، ”تناسب“ و ”سلسله مراتب“ فرمی‌ همگام با دگرگونی مفاهیم عملکردی حاصل می‌شود، و بنیان اندیشه دریدا در زیبایی شناسی واسازی را شکل می‌دهد. 

• دوری از ساختارهای سنتی شکل گرفته بر پایه“ خردورزی ” تنها می‌تواند نمودی بر ” فرم ” و جایگاه ” مفاهیم عملکردی ” در معماری را رقم زند.

• با توجه به این مساله که تلاش دیکانستراکشن بر آن است تا با طرح پرسشی بنیادین از معماری یا معیارهای زیبایی شناسی آن،نه د رجایگاه خود بلکه در جایگاه جدیدی از موجود همتای خود،بر این نکته اشارت ورزد که باید به گونه ای جدید بر معیارهای زیبایی شناسی نظری تازه افکند، زیبایی شناسی بطور کلی در معماری دیکانستراکشن از نوعی تمایز،اختلاف،تغایر و تحدید برخوردار می‌گردد که دلیل آن تلاش ساختاری برعدم تعریف پذیری وعدم ایجاد معیارهایی جهت تطابق پدیده‌ها با اصولی که آنها را تعریف پذیر می‌نمایند، است.


منبع:مجله آنلاین معماری




نوع مطلب : آشنایی با آثارمعماری، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 11 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

وی در سال 1886میلادی در شهر آخن آلمان متولد شد و پس از 83 سال در شهر شیکاگو جهان معماری را بدرود گفت. این معمار آلمانی از برجسته ترین سردمداران معماری مدرن است که از سال 1930 تا 1933 به عنوان آخرین مدیر، ریاست مدرسه معماری باهاوس را بر عهده داشت.

van - picture 12

او کار جدی خود را بعد از صرف نهار و از ساعت 2 بعدازظهر شروع میکرد. چهره ی او شبیه به روسای کارخانجات فولادسازی بودو در طول عمرش به عنوان یک فرد انقلابی مطرح بود. در شخصیت او انزوایی خاص دیده می شد که باعث تمرکز او در زمینه ای گردید که توانست او را به عنوان یک معمار مطرح کند، البته از این نکته نباید غافل ماند که حرفه ی پری وی نیز که بنایی بود موجب آشنایی او با مصالح ساختمانی گشت و زمینه را برای شناخت ساختمان سازی فراهم کرد. او علیرغم این که تحصیلات آکادمیک نداشت ولی طراحی و ترسیم گچبری های تزئینی را به خوبی فراگرفته بود و نیز یک دوره ی کوتاه مدت در برلین در مورد سازه های چوبی گذرانید.

در دهه ی اول قرن بیست و به مدت 3سال با پیتربهرونز(Peter Behrens) همکاری کرد، مهارت بهرنز در طراحی تولیدات صنعتی تأثیر زیادی بر وندروهه گذاشت.

نقاشان هلندی "وئدشبرگ" و "موندریان" در شیوه ی نقاشی "نئوپلاستی سیم" سطوح هندسی را به ساده ترین نوع ممکن با یکدیگر ترکیب می کردند و در پی آن بودند که با عامل سطح ترکیبی متوازن بسازند. آنان میکوشیدند فرم های مجرد خالص را بی آن که کوچک ترین نشانی در آن ها باشد ، به تصویر بکشند.

گروه کوچک این نقاشان پس از سال 1917 نشریه ی هنری ستایل را منتشر کردند. نمایشگاه آثار هنری ستایل در پاریس تأثیر فراوانی بر کارهای میس وندروهه داشت.میزان این تأثیر و تجلی آن را در طرح معماری می توان در طراحی های وی از خانه دید. به دست توانای میس ، قسمت های مسطح نظم یافتند و صفحات ساده ای از شیشه ، بتن مسلح و سنگ مرمر اساس طرح های وی شدندکه از آن ها برای مقاصد هنری و خلق ترکیب های معماری استفاده کرد.

ساختمان های میس وندروهه باعث ایجاد سبکی در معماری به نام سبک بین الملل انجامید.او تنها معماری مدرنی بود که تا پایان عمر ساختمان های مکعب شکل  ساخته شده از فولاد و شیشه را به زیبایی طرح کرد.





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 11 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

فیلیپ جانسون (Philip Johnson)، معمار، مورخ معماری، موزه­دار، گردآورنده آثار هنری و یکی از شخصیت­های برجسته معماری و طراحی قرن بیستم، 25 ژانویه، در سن 98 سالگی در خانه معروف شیشه­ای خویش، در New Canaan ، Connecticut درگذشت.

philipe j - picture 1
فیلیپ جانسون، معمار نوآوری که آسمان­خراش­های شیشه­ای را رواج داد و بعدها با طرح­های جسورانه و نوستالژیک پست­مدرن قالب­های پیشین خویش را در هم شکست، طی 50 سال، یکی از تأثیرگذارترین چهره­های معماری و طراحی آمریکا بوده است، بطوری­که بسیاری از ساختمان­های آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم بر اساس اصول معماری بنیان نهاده شده توسط او، ساخته شده­اند.


فیلیپ جانسون در 8 جولای 1906 در Cleveland اوهایو به دنیا آمد. او در سال 1930 موفق به دریافت مدرک B.A. فلسفه (و یا تاریخ معماری، به روایت برخی منابع) از دانشگاه هاروارد گردید. او پس از فارغ­التحصیلی، دپارتمان معماری موزه هنر مدرن (MOMA) نیویورک را برای نخستین بار در سطح موزه­های ایالات متحده، به منظور مطالعه و کنکاش در معماری (به عنوان یک هنر)، تأسیس نمود و مدیریت آن را طی دو دوره بر عهده گرفت: یک بار بین سال­های 1930 و 1936 و بار دیگر بین سال­های 1946 تا 1954.

philipe j - picture 9

در سال 1932، فیلیپ جانسون با همکاری هنری راسل هیچکاک (Henry-Russell Hitchcock)، مورخ معماری، نمایشگاه برجسته و تأثیرگذاری با عنوان سبک بین­المللی (The International Style) در MOMA ترتیب داد که به واسطه آن عده زیادی از بازدیدکنندگان آمریکایی با معماری مدرن اروپا و مدرنیست­های اروپایی از قبیل میس ون­دررو، والتر گروپیوس و لوکوربوزیه آشنا شدند. همچنین جانسون و هیچکاک اصول معماری مدرن را در کتابی بنام سبک بین­المللی: معماری بعد از سال 1922 (The International Style: Architecture since 1922) گردآوری و تدوین نمودند که این کتاب ضمن آشنا ساختن معماران آمریکایی با یک گرایش و راهکار انقلابی در طراحی، موجب شکل­گیری جنبش و سبکی با همین نام در معماری معاصر جهان شد. سبک بین­المللی که مشخصه آن کاربرد مصالح مدرن از قبیل شیشه و فولاد و تأکید بر کارکرد و سازه، بجای توجه به دکوراسیون و تزیینات، است، علاوه بر اینکه معماری آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد، تا 50 سال بعد، بر معماری جهان نیز حکم­فرما بود. جانسون در دهه 1930، علاوه بر این اقدامات، از ثروت شخصی­اش نیز برای پشتیبانی و ایجاد انگیزه در بسیاری از معماران مدرن که برجسته­ترین آنها میس ون­دررو بود، بهره گرفت.

خانه شیشه ای:

نخستین تمرین‌های معماری فیلیپ جانسون که بعداً بسیار تاثیرگزار شد، استفاده‌اش از شیشه بود. «خانه شیشه‌ای» شاهکار جانسون در سال ۱۹۴۹ بود که وی این ساختمان را برای اقامت خود در نیو کنان در ایالت کانتیکت طراحی کرد، و اثری عمیق و دارای نفوذ شناخته شد.

philipe j - picture 3

 ایده اولیه یک خانه شیشه‌ای قرار داده شده در یک منظره زیبا در محیطی زیبا به جای دیوارهای واقعی توسط نویسنده‌های زیادی در آلمان در سالهای ۱۹۲۰ توسعه داده شده بود. و همچنین فرم کلی و اولیه آن توسط استادِ جانسون، میس فن در روهه اسکیس زده شده بود (شماتیک آن کشیده شده بود). این ساختمان مینیمال (ساده گرا)، دارای سازه ساده، هندسه، تناسبات و افکت شفافیت و انعکاس شیشه ‌است.

philipe j - picture 2
سایت این خانه در نوک فوقانی خط الراس توپوگرافی مِلک شخصی فیلیپ جانسون است که به یک تالاب دید دارد. جداره‌های این ساختمان از شیشه و استیل رنگ شده سیاه ذغالی است. کف آجری آن با زمین اطراف تراز نبوده و ۱۰ اینچ بالاتر از آن است. فظای داخلی آن، فظای بازی است که با کابینت‌های کم ارتفاعی از چوب گردو تقسیم بندی شده‌است. یک استوانه آجری که حمامش را شکل میدهد، تنها جسمی است که از کف به سقف رسیده‌است.
philipe j - picture 6

philipe j - picture 5

philipe j - picture 7

منبع:سایت great buildings




نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

لوکوربوزیه ( ۲۷ آگوست ۱۹۶۵ – ۶ اکتبر ۱۸۸۷) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت- گریس(Charles Eduard Jeanneret-Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد.
او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .

le - picture 1


لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت .

 

اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت ( این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود) . این خانه ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه ، یعنی رشته کوه های آلپ بودند . لوکوربوزیه دائما ً برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش ، به دورتا دور اروپا سفر می کرد . در حدود سال ۱۹۰۷ به پاریس رفت . در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده ، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد .

بین اکتبر ۱۹۱۰ و مارس ۱۹۱۱ برای پیتر بیرنس – معمار و طراح معروف آن زمان – در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد . در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند .هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند .

لوکوربوزیه ، در اواخر سال ۱۹۱۱ به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد . دفترچه ای از اسکیسهای او در این مسافرت ، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون ، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال ۱۹۲۳ بود . او در سال ۱۹۱۶ و در سن ۲۹ سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال ۱۹۲۰ ، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد.

لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید . او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد . او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را ، انباشتگی انسان ها بیان کرد ! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده ، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا ، گویی در کنار بقیه پارک شده اند . تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا ً توسط صنف ساختمان سازان کاملا ً مورد قبول قرار می گرفت ، چنان که لوکوربوزیه می گفت : به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند . و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند . لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر ، یاد می کرد . پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود . آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند.

اینک به معرفی یکی از آثار او می پردازیم...







نوع مطلب : آشنایی با آثارمعماری، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 6 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

استفاده از ابزار فردباوری(راسیونالیسم)روش پیشرفت این نوع تفکر بود و نتیجه عملی این نوع تفکر پیدایش انسان محوری با بینش دنیوی است.نخستین خصوصیت در جوامع مدرن و به تعبیری در معماری مدرن، معادله مدرن سازی برابر با جهش های تکنولوژیکی است. این معادله در کشورهای غیر مدرن به صورت مدرنی سازی برابر با غرب زدگی و این دو برابر با واردات تکنولوژی خود را عیان کرده است. تجربه نشان داده است که این امر به نابودی تمدن های قدرتمند و ارزش های ماندگار کشورهای غیر مدرن منجر می شود.واردات تکنولوژی در جوامع رو به پیشرفت به این دلیل مساله ساز است که این واردات ورود فرهنگ مصرف و کاربرد آنها را به دنبال دارد به گونه ای که نمی توان از اتومبیل استفاده کرد و همچنان در بافت های ارگانیک زیست.

modern - picture 3

انسان مدولار از لوکوربوزیه

خصیصه دیگر جوامع مدرن و معماری مدرن، شناخت، تثلیث آن یعنی، تکنولوژی، تولید و مصرف است.در این دیدگاه انسان تنها تولیدکننده و مصرف کننده است، اما این تثلیث در جوامع غیر مدرن و به ویژه جوامع شرقی به شکل دیگری نمایان است.تفاوت بزرگی است میان ساختن یک آپارتمان و برج مسکونی به جهت تبدیل به عنصری اقتصادی و عشقی که پدرانمان نسبت به خانه های نیمه مخروبه بافت قدیم داشته اند. در جوامع غیر مدرن، آجرها قسمتی از وجود معمار است که به وسیله ملات عشق به یکدیگر متصل می شده اما در جوامع مدرن یا شبه مدرن مانند کشورهای جوامع سوم، آجر قطعه ای از خاک است که قیمت آن مشخص بوده و باید در استفاده از آن صرفه جویی کرد. براساس تقسیم بندی جوامع مدرن به دو قسمت «سنت و مدرن» یا «شرق و غرب» است و چنانچه این تقسیم بندی مشخص می کند هر جامعه یا شرقی و سنتی است، یا غربی و مدرن. این الگو، الگویی است که آرام آرام در جهان گسترش می یابد و در این دیدگاه جامعه سنتی محکوم با نابودی و انهدام است. این مساله در جوامع غیر مدرن ابعاد مختلفی یافته و در جامعه سنتی ایران، هند، مصر و سایر کشورهای مشابه با کشورهای مدرن بسیار متفاوت است.

مدرنیسم و معماری مدرن دارای تفاوت های اساسی هستند که به بخشی از این تفاوت ها اشاره می شود.تفکر مدرن به عنوان یک جهان بینی و ایدئولوژی مطرح می شود، در حالی که معماری مدرن سبک معماری است که سده قبل اروپا و آمریکا را شکل داده است. از سوی دیگر معماری مدرن مربوط به زمان و مکان کاملا مشخصی است، در حالی که جهان بینی مدرن فاقد مکان و زمان است.به رغم این دو مبحث که انفصال سبک و ایدئولوژی مدرن را ملزم می کند، به طور کلی شناسنامه معماری هیچ تفاوتی با تفکر مدرن نداشته و هر دو زاییده خلف گونه ای از زیست بشری هستند.

اكثر معماران معتقد هستند كه اغاز عصر مدرن با پیدایش انسان گرایی وخرد گرایی در قرن 15 در شمال ایتالیا شروع شد. عواملی مثل رنسانس ودین گرایی و علم مداری وانقلاب صنعتی به این روند شتاب داد. اولین ساختمان مدرن در اواخر قرن 18 ساخته شد. از جمله این ساختمان ها می توان به نمایشگاه بین المللی در های پارك لندن ویا ساختمان قصر بلورین توسط جوزف پاكستن اشاره نمود .می توان گفت كه این ساختمان اولین اثر معماری با مصالح كاملا مدرن یعنی آهن وشیشه بود. نمایشگاه دیگری در شهر پاریس به منا سبت یكصدمین سال انقلاب كبیر فرانسه بر گزار شد دو بنای مهم به نام های برج ایفل وتالار بزرگ ماشین در این نمایشگاه جلب توجه می كرد. ساختمان تالار ماشین نیز در نوع خود بی نظیر بود . این ساختمان با تمامی مصالح جدید یعنی شیشه وفولاد ساخته شده بود .دهانه وسط این بنا با خرپای 115متر پوشیده شده بود كه خود یك ركورد در ساختمان سازی بود .مهندس معمار این ساختمان فردیناند دوترت بود.

معماری مدرن اولیه: شروع معماری مدرن به صورت مدون و با استفاده از اندیشه مدرن از اواخر قرن 19 میلادی بود وخاستگاه این معماری در امریكا در شهر شیكاگو ودر اروپا در شهر های پاریس وبرلین بود .دوره معماری مدرن اولیه از نیمه دهه 1880تا اوایل جنگ جهانی اول یعنی سال 1914 بود.

مكتب شیكاگو

modern - picture 2

سالیوان

شیكاگو در اواخر قرن 19 مركز خطوط راه اهن وارتباط شرق وغرب امریكا بود . در طی دو دهه اخر قرن نوزدهم اولین نمونه های ساختمان های مدرن به دور از هر گونه تاریخ گرایی و تزیینات در شیكاگو ساخته شد .ساختمان های این دوره بلند مرتبه با اسكلت فولادی بود . اولین مهندس مطرح در این دوره ویلیام لی برون جنی بود .جنی ساختمان بیمه را بین سال های 5-1833ساخت .بعد از او شركت ها وافراد دیگری مثل شركت برنهم وروت ساختمان شانزده طبقه بلوك مانودناك را بین سال های 91-1889 ساختند.دیوار این برج دیوار باربر وسازه ان فلزی بود .این برج فاقد هر گونه تزیینات بود.بعد از این شركت ها شركت د یگری به نام ادلروسالیوان دیگر شركت های مهم این مكتب بود لمیی معروف ترین معمار این سبك به شمار می رفت . او برای اولین بار شعار" فرم تابع عملكرد" را كه از شعارهای محوری معماری مدرن بود مطرح كرد .او علاقه زیادی به تزیینات نداشت و هر گونه تزیینات رادر ساختمان رد می كرد. روش های طراحی واجرایی واصول نظری این معماران به نام مكتب شیكاگو شهرت یافت ومی توان ان را اصول اولیه معماری مدرن محسوب كرد كه مهمترین این اصول عبارتند از:

الف) استفاده از اسكلت فولادی

ب) نمایش ساختار در بنا

ج) عدم تقلید از سبك های گذشته

د) استفاده اندك از تزیینات 

و) استفاده از پنجره های عریض نمایش گاه بین المللی كلمبیا ضربه سختی به مكتب شیكاگو وارد كرد ودوره افول این مكتب فرا رسید.اگر چه عمر این مكتب از دو دهه فراتر نرفت ولی از چند جهت این مكتب حایز اهمیت بود اول ان كه پیشرفت تكنولوژی واستفاده از تكنیك ها ومصالح جدید مانند اسكلت فلزی وشیشه وتاسیسات مركزی واسانسور عرصه جدیدی در معماری ایجاب كرد. 

دوم ان كه در احداث این ساختمان ها از فولاد استفاده شد و فولاد جای چدن را گرفت . 

سوم ان كه این اولین سبك در معماری با گستره جهانی بود كه در امریكا شروع شد و معماران امریكایی معماران اروپایی را تحت تاثیر خود گذاشتند. به تحقیق باید اذعان نمود كه برج سازی به شیوه مدرن چه ازجهت ساختار وچه ازجهت نما شاخصه معماری مدرن است واز مكتب شیكاگو الهام گرفته شده است.

 معماری مدرن متعالی:و یا به اصطلاح اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول ودوم یعنی دردههای 20و30میلادی در اروپا ودر امریكا مطرح شد.یكی از موضوعات كلیدی وبسیار مهم در دوره متعالی مسئله صنعت وتولیدات صنعتی بود. وتمامی معماران متعالی در این دوره به نوعی با مسئله تكنولوژی در گیر بودند.از پیشگامان این دوره كه سعی درقطع كردن وابستگی های معماری مدرن به گذشته بودند می توان به والتر گروپیوس و كوربوزیه اشاره ای كرد.

modern - picture 1

کوربوزیه                                                     گروپیوس





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

از معماران مشهور سوئیسی و زاده سویس است.او اولین خانه خود را در سن ۱۶ سالگی طراحی نمود.این خانه برای دو خانوار در نظر گرفته شده بود و در Ticino ساخته شد. در حالیکه نظم و انضباط در این سازه ناجور بوده و مشکلاتی را دارا میباشد ارتباط ساختمان با سایتش ، جدا سازی فضای سرویس گیرنده و سرویس دهنده (از نظریات ویژه کان) ، عقب نشینی عمیق پنجره ها همه آغازهایی برای شکل گیری شیوه ماریو درطراحی بود.

botta - picture 1

او یکی از دانشجویان برجسته مدرسه معماری تیچینو بود. آموزش دیده در رشته محاسبات ساختمان میباشد و استاد مدعو پلی تکنیک فدرال در لوزان.وی یکی از معماران برجسته سبک بین الملل است.همکاری با لوکوربوزیه در سالهای ۱۹۶۵_۱۹۶۹؛شروع همکاری با لوئی کان در سال ۱۹۶۹از نکاتی است که درباره بوتا باید از آنان یاد نمود.

از معماران مشهور سوئیسی و زاده سویس است.او اولین خانه خود را در سن ۱۶ سالگی طراحی نمود.این خانه برای دو خانوار در نظر گرفته شده بود و در Ticino ساخته شد. در حالیکه نظم و انضباط در این سازه ناجور بوده و مشکلاتی را دارا میباشد ارتباط ساختمان با سایتش ، جدا سازی فضای سرویس گیرنده و سرویس دهنده (از نظریات ویژه کان) ، عقب نشینی عمیق پنجره ها همه آغازهایی برای شکل گیری شیوه ماریو درطراحی بود.


او یکی از دانشجویان برجسته مدرسه معماری تیچینو بود. آموزش دیده در رشته محاسبات ساختمان میباشد و استاد مدعو پلی تکنیک فدرال در لوزان .وی یکی از معماران برجسته سبک بین الملل است.

همکاری با لوکوربوزیه در سالهای ۱۹۶۵_۱۹۶۹ ؛ شروع همکاری با لوئی کان در سال ۱۹۶۹از نکاتی است که درباره بوتا باید از آنان یاد نمود.
ویژگیهای طرح های ماریو بوتا:
-دقت در توپوگرافی زمین و حساسیت به بوم گرایی
-توجه به سادگی در انتخاب الگو های معماری
-گرایش به فرم های هندسی
-تاکید بر مهارت های حرفه ای در اجرا
-ایجاد فضای سایه روشن در کارها
-دعوت طبیعت به داخل ساختمان با استفاده ازفضای باز
-تعبیه نورگیر های مشابه در اکثر کارها
-او کار رسمی خود رادر سال ۱۹۷۰ در لوگانو آغاز نمود.ساختمانهای او اغلب آجری هستند در عین حالی که پهنه وسیعی از مصالح در کارهای او بکار گرفته میشود.هر زمان که ماریو بوتا منطقه ای را برای خانه ای جدید در نقطه ای بر می گزید،توجه شایانی به سایت مبذول می داشت و ملهم از علم به ساکنین قدیمی آن نقطه می باشد .

حتی اگر به طور اتفاقی با یک ساختمان که ماریو بوتا طراحی کرده است برخورد کنیم محال است به حس عمیق حاصل از نظم ترکیبی آن نبریم.


گرایش به فرم های هندسی:
گذشتگان همواره با بهره گیری از فرم های خالص هندسی مانند استوانه،مکعب و مثلث متساوی الضلاع نوعی تضاد با طبیعت را نشان می دادند و با بکارگیری مصالحی که هرگونه دخل و تصرف مالکانه و تضاد با آهنگ طبیعت را رد می کند حضورشان را در طبیعت دارای نشان کرده اند . اشکالی که به واسطه آنها می توان به شخصیت قدیمی چیزهای نو شکل بخشید که نشان گر زبان ترکیبی ماریو بوتا می باشد و در بیش از چهل پروژه ساختمانی طی سی سال آن را به خوبی اعمال کرده است.


ایجاد سایه و روشن در کارها:

اگر از نقطه ای دورتر به کارهای بوتا نگاه کنیم خطوط هندسی را می بینیم که احجام اولیه را در مقابل منظره طبیعی پشت جدا می سازد و از حضوری خبر می دهد که هم غیر قابل انتظار است هم گذشته زمین را تعریف می کند.
خطوط قوی به وضوح بر مقطع فرمی سایه روشن در برابر محیط طبیعی پیرامونش تأکید دارند.سطوح به واسطه هندسه ای که نور را منعکس می کنند مجسم شده اند.

دعوت طبیعت به داخل ساختمان:
یکی از ویژگی های کارهای بوتا گشودگی های بزرگ،حفاظت شده و عقب کشیده شده در قالب پنجره هاست و شکاف های کوچکی که پیوستگی های دیوار ها را قطع می کند وتبدیل به نقاط مناسب دارای امتیاز می شوند که از طریق آنها می توان فضای بیرونی را مشاهده نمود و حضور آنها را به داخل به گونه ای معرفی کرد که برای شرایط قابل سکنی ضروری باشند.
ترسیم ارتباطات توسط نورگیر های سقفی پیوسته ای که غالباً ساختمان را از طول به بخش هایی تقسیم می کند تقویت می شود. این نور گیرها نه تنها نور دهی دارند بلکه وجود وقایع طبیعی مانند باران و برف را در فضای خارج نشان می دهند.


خانه شخصی در مونتاگنولا:


botta - picture 2

از پائین تپه،منحنی ای که به واسطه ردیفی از پنجره های دایره شکل شاخص شده است قابل مشاهده می باشد.حجم نیم دایره ای که به واسطه بافت متراکم آجر بر سختی آن تأکید شده است،توسط یک سطح شیشه ای برش خورده و به بخش هایی تقسیم شده است که در پشت آن فضاهای مسکونی در سطوح مختلف قرار گرفته اند.

botta - picture 3

پلان مسکونی دارای نوعی پیچیدگی است که به واسطه ساخت یک حجم خطی از فضاهایی که شامل 
اتاق ورزش،استخر شنا و سونا می باشد بوسیله دیوار شیشه ای از دفتر کار و گاراژ جدا شده است.

botta - picture 6

در بالای این حجم ایوانی قرار دارد که محل دسترسی به جاده ایست که به خانه منتهی می شود.


botta - picture 5

منبع:سایت اختصاصی ماریو بوتا




نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 31 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

رابرت ونتوری معمار آمریکائی از شاگردان سارنین Saarinen و توئی کان Khan بود ودر دفتر آنها کار می کرد. در سال 1966 کتابی به نام " پیچیدگی و تضاد در معماری "Complexity & Contradiction In Architecture را به رشته تحریر در آورد.

ventori - picture 9

در این کتاب رابرت ونتوری اصول اندیشه ها و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد. او در این کتاب خواستار توجه به خصوصیات انسانی و توجه به معماری انسانی مدار شد. عمده نقد ونتوری در این کتاب متوجه میس وندروهه بود. در مقابل " Less Is Bore " ،" Less Is More "، به معنی کم خسته کننده است، رامطرح می کند. او عقیده داشت مسائل بسیار پیچیده (C omplex) و تضاد (Contradiction) در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت، یا حذف کرد. ونتوری عقیده داشت که یک ساختمان نمی تواند یک فرم خاص داشته باشد، برای او فرم هایی از قبیل خانه های دامنه کوههای ایتالیا که بر اساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده ملاک است.

ونتوری هیچ اعتقادی به سبک بین المللی ندارد و به جای آن معتقد به زمینه گرایی " C ntextualism " است، یعنی هر بنایی باید بر اساس زمینه های فرهنگی، اجتماعی،تاریخی و کالبدی و شرایط آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا شود.

او در سال 1972 کتاب دیگری به نام " یادگیری از لاس وگاس " نوشت" Learning From Los Vegas" در این کتاب، توجه معماران را به فرهنگ و خصوصیات روزمره زندگی جلب کرد. وی در این کتاب یادآور شده که، سمبل ها آنهایی نیستند که روشنفکران به مردم دیکته کردند. بلکه، این سمبل ها را خود مردم طرح کرده و قابل فهم برای آنهاست. اشکال سردرها، مغازه ها و احجام عامه پسند چیزی است که در شهر لاس وگاس جذابیت خاصی داده است.

خانه مادر رابرت ونتوری درپنسیلوانیا 1962 در عین سادگی، پیچیدگی و در عین تقارن، نامتقارن است و در عین وحدت، کثرت دارد. اولین ساختمان به سبک مدرن است. در این طرح نمادهایی چون بام شیب دار، قوس، سردر ورودی، پنجره ها، لوله دودکش وجود دارد. داخل ساختمان دارای فضاهای مختلف و گوناگون است و تضاد پلان را روی نما نشان داده، نمای ساختمان نشان دادن ذهنیت یک کودک از خانه است...





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 30 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

 ریچارد میر متولد 1934 نیوجرسی در دانشگاه کرنل در رشته ی معماری تحصیل کرد. ریچارد میر ملقب به شوالیه ی سفید پست مدرنیسم پیش از تاسیس دفتر کار خود در نیو یورک در سال 1963 با سام و مارسل بروئر همکاری می کرد.
rmeyer - picture 2

وی ابتدا در زمینه ی ساختمان سازی برای طبقه ی مرفه فعالیت کرد همچنین مطالعات وسیعی در زمینه ی ساختمان های عمومی انجام داد و در سال 1969 به عضویت گروه پنج نیویورک (در MOMA) درآمد. سفید های گروه پنج (ریچارد میر٬ پیتر آیزنمن٬ مایکل گریوز٬ جان هجداک٬ چارلز گواتمی) برای مخالفت با ونتوری و گریز دوره ی سفید قهرمانان رایت٬ گروپیوس٬ تراگنی و بخصوص لوکوربوزیه را احیا کردند، اما مسائلی از  زیبایی شناسی را در کار خود به کار بردند که خالی از هر گونه تعهد و تعصب اجتماعی بودند. میر در کارهایش همواره رنگ سفید بکار می برد و از همین رو گروه ﺁنان به نام مستعار معماران سپید نامیده می شوند.

در میان معماران هم عصر خودش به مفاهیم رنگی بیش از پیش وفادار و متعهد بود و به نحوی هوشمندانه فضاهای عمومی و خصوصی را در بافت شهری آشتی داد از همین رو لحن فرهنگ معماری او بسیار صادقانه است.

خانه های سفید میر٬ در زمینه ای از فضاهای سبز با لایه بندی های افقی وعمودی به چشم می خورد. مزیت کارهای میر از نظر اجتماعی این است که ساختمان های او٬ به سرعت قابل شناسایی است. وی در آفریدن تندیس در فضا دستی چیره دارد.

پنج عامل محوطه٬ برنامه، رفت و آمد (سیرکولاسیون)٬ ورودی و سازه است که در تحلیل معماری به او کمک می کند. ریچارد میر به خاطر معماری و طرح هایش در تمام جهان شناخته شده و قابل احترام است وی جوایز کمیسیون های ارشد در ایالات متحده و اروپا شامل: کاخ دادگستری، تالارهای شهر، موزه ها، خانه سازی و اقامتگاه های شخصی را دریافت نموده است. در میان اکثر پروژه های مشهورش، مرکز جی پل گتی در لس انجلس، موزه ی هنر های در آتلانتا٬ جورجیا٬ موزه ی بوردا، موزه ی رادیو و تلویزیون در کالیفرنیا، موزه ی هنرهای معاصر بارسلونا در اسپانیا، خانه ی راکوفسکی در دالاس تگزاس، مدرسه ی علوم دینی هارتفورد، ساختمان فدرال و دادگاه ایالات متحده، تالار شهر و کتابخانه ی مرکزی هاگو ی هلند و موزه ی هنرهای تزئینی (فرانکفورت 1985) به چشم می خورند.

وی همچنین از اعضای هیئت داوران مسابقات مختلف بوده است. کتاب های زیادی تالیف نموده و مقالات متعددی در سراسر جهان ارائه داده است و در موارد بیشماری از موضوع بسیاری از کتاب ها، ویژه نامه ها، روزنامه ها و مقالات بسیاری در مجلات بوده است.
میر از سال 1956 در Cooper Union، دانشگاه پرینستون، موسسه ی پرات، دانشگاه هاروارد، دانشگاه ییل و اکلا آموزش دیده است. او هم چنین عضو موسسه ی معماران آمریکاست که نشان افتخار New York chapter را در 1980 و مدال طلا از Los Angeles Chapter را در 1998 دریافت کرد.
وی دارای 29 نشان افتخار AIA بین المللی و 53 جایزه ی طراحی AIA نیویورک می باشد.
آقای میر مدرک معماری اش را در دانشگاه کرنل دریافت نمود و درجات افتخاری از دانشگاه ناپلس، موسسه ی تکنولوژی نیوجرسی، مدرسه ی جدید پژوهش های اجتماعی، موسسه ی پرات و دانشگاه بخارست را دریافت نمود.

ریچارد میر برترین افتخارات موجود در معماری را دریافت کرده که از جمله ی آن ها در سال 1989 موسسه ی سلطنتی معماران بریتانیا مدال طلای سلطنتی را به او تقدیم کرد.

 اینک در ادامه مطلب به معرفی یکی از آثار ریچارد میر می پردازیم...





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 28 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

معماری پست مدرن واکنشی است علیه چیزی که Stowasser- Fritz Hunderwasser نقاش معاصر اتریشی آن را  ”استبداد خطوط مستقیم” خوانده است.
در معماری جدید تاکید بر خطوط منحنی ، تاکید بر امور غیرقابل پیش بینی ، بر تزئین و تقلید هزل آمیز و بر زیبایی غیر کارکردی استوار است .سطوح شفاف و آینه وار و هزارتوهای پیچاپیچ ، عناصر عمده ای در معماری پست مدرن به شمار می روند .
در سمت دیگر جریان معمار لاس وگاس به چشم می خورد که در فراگیری از اغراق آمیزترین تعابیر معماری معاصر ، راه افراط را در پیش می گیرد که تفصیل آنرا می توان در کتاب ” آموخت  از لاس و گاس ”  ( Learning From Las Vegas )  اثر رابرت ونتوری دید . در این سبک معماری به آمیزه متنوعی از سبک های مختلف برمی خوریم.
نمونه بارز آن ساختمان موسوم به قصر سزارها ( Caesara Palace ) با مجسمه ها و تندیس های قدیمی و نگهبانان پارکینگ و پیشخدمت هایی که به سبک لژیونرهای روم باستان لباس پوشیده اند ، است.

post - picture 12

در اینجا سیطره و سلطه تابلوهای متعدد نئون هایرنگی پرزرق و برق که چشم هر مشتری را مفتون و محسور خود می سازد بر نماهای کمتر دیدنی و نه چندان تماشایی میزهای قمار و دستگاهای خودکار فروش اغذیه و نوشیدنی ، به وضوح مشهود و ملموس است .

post - picture 8

عطف به تاریخ ، التقاط در سبک و شیوه های بیان معماری ، رجوع به اقلیم منطقه گرایی ، تحت تاثیر نیاز ارتباط معماری با محیط و به ویژه اقلیم  ، آزادی حس ترکیب ، عدول از مناطق عقلانی رنگ ، نشانه های شخصی یا اجتماعی و بهره گیری از تمثیلهای دور و نزدیک و به طور کلی دستاورد پست مدرنیسم ، تازگی وتنوع در شیوه های بیان معماری است .نظریه پردازان پست مدرنیسم آلدوروسی وپائولوپورتوگزی در ایتالیا هستند .
پست مدرنیسم دوباره به رسمیت شناختن حضور ،دنیا دوستی ، خلاقیت و تنوع است و البته معنویت عینیت یافته که یک جهت گیری کیهانی است بر اساس علم معاصر .
جنکز پست مدرن را به مثابه دو عنوانگی ، یعنی نخبه و عامه پسند و جفت شدن این متضادها : سازگار و شورشی و نیز نو و کهنه ، دانسته است .به قول او هنر پست مدرن متاثر از شبکه جهانی است و حساسیت همراه با آن ، کنایه ای و جهانی و علنی شدن است .
پست مدرن را باید بر اساس پارادوکس پیشین ( Post ) و آینده ( Modern ) درک کرد. هر دو سنت از حدود ۱۹۶۰ شروع شدند و هر دو به افول مدرنیسم واکنش نشان دادند.
دوره پست مدرن زمان انتخاب های مداوم است . دوره ای که هیچ روش تثبیت شده ای را نمی توان بی خود آگاهی و کنایه دنبال کرد ، تمامی سنت ها به نوعی اعتبار دارند .
پست مدرن اصولا تلفیق گزینشی هر سنت با سیاق پیش از خود می باشد ، هم ادامه مدرنیسم است و هم فراتر از آنرفتن . بهترین کارهای پست مدرنیسم ویژگی ابهام و کنایه را دارا می باشند و انتخاب نامحدود ، کشمکش و گسستگی سنتها را به تصویر می کشند ، زیرا این چند گانگی آشکارا بر کثرت گرایی ما غالب است .
پست مدرنیسم را دوگانگی متناقض نما یا ابهامی میدانم که نام دو رگه اش به معنی ادامه مدرنیسم و فراتر از آن رفتن می باشد و متاثر از دهکده جهانی است و حس همراه با آن کنایه شهروندی جهانی شدن را در خود دارد .پست ” Post ” بودن به معنی ” برتر بودن ” است .
چارلز مور دو کتاب در مورد پست مدرن به نامهای : The Place Of House جایگاه خانه در سال ۱۹۷۶ و کتاب Body . Memory & Architecture بدن ، خاطره و معماری را در سال ۱۹۷۷ نوشت.

post - picture 13

پست مدرن

 ۱-  تنوع مجموعه عناصر از نظر فرم ، اکلکتیسیسم.
۲-  جستجوی یک سنتز برای حل مسائل واقعی که تمام توقعات و مشخصه های زمان را در برداشته باشد .
۳- کوچکترین معیار متدولوژیک ، پیروی از مسائل واقعی و انتخاب روشی که از تفکر و حوصله حاصل میشود .طرح موزه ملی لندن ۱۹۸۰:  رابرت ونتوری به همراه همسرش این مرکز را طراحی کردند . ساختمان ۳ نما دارد .طراحی نمای ساختمان با خصوصیات محله است:
۱-  یک نمای سنتی که سمت یک موزه تاریخی قرار دارد.
۲-  یک نمای مدرن که سمت خیابان و ساختمانهای مدرن قرار دارد .
۳-  نمای داخل کوچه که همگون با بافت محلی است .
رابرت ونتوری معمار آمریکائی از شاگردان سارنین Saarinen و لوئی کان Khan  بود و در دفتر آنها کار می کرد . در سال ۱۹۶۶ کتابی به نام " پیچیدگی و تضاد در معماری "
 Complexity & Contradiction In Architecture را به رشته تحریر در آورد . در این کتاب رابرت ونتوری اصول اندیشه ها و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد . او در این کتاب خواستار توجه به خصوصیات انسانی و توجه به معماری انسانی مدار شد . عمده نقد ونتوری در این کتاب متوجه میس وندروهه بود .
در مقابل " Less Is Bore " ," Less Is More "، به معنی کم خسته کننده است ، را مطرح می کند . اوعقیده داشت مسائل بسیار پیچیده (Complex ) و تضاد (Contradiction ) در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت ، یا حذف کرد . ونتوری عقیده داشت که یک ساختمان نمی تواند یک فرم خاص داشته باشد ، برای او فرمهایی از قبیل خانه های دامنه کوههای ایتالیا که بر اساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده ملاک است . 

ونتوری هیچ اعتقادی به سبک بین المللی ندارد و به جای آن معتقد به زمینه گرایی است ، یعنی هر بنایی باید بر اساس زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ،تاریخی و کالبدی و شرایط آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا شود .

post - picture 10

از نظر پست مدرنها شرایط زیر فرم ساختمان را تعیین می کنند: 

۱-  خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند.
۲-  خصوصیات شهری ، خیابان ، میدان ، کوچه ، مغازه .
۳-  شرایط اقلیمی ، رطوبت ، سرما ، گرما ، جنگل ، صحرا .
۴-  نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان ، نیازهای آنها ، پیش زمینه های ذهنی 

” event The Discourse Or Events ” A . A. London ۱۹۸۳ 

رابرت ونتوری در سال ۱۹۷۲ کتاب دیگری به نام ” یادگیری ازلاس وگاس ” نوشت"Learning From Los Vegas ” . در این کتاب ، توجه معماران رابه فرهنگ و خصوصیات روزمره زندگی جلب کرد . وی در این کتاب یادآور شده که ، سمبلها آنهایی نیستند که روشنفکران به مردم دیکته کردند بلکه ، این سمبلها را خود مردم طرح کرده و قابل فهم برای آنهاست . اشکال سردرها ، مغازه ها و احجام عامه پسند چیزی است که در شهر لاس وگاس جذابیت خاصی داده است .

خانه مادر رابرت ونتوری درپنسیلوانیا ۱۹۶۲ در عین سادگی ، پیچیدگی و در عین تقارن ، نامتقارن است و در عین وحدت ، کثرت دارد . اولین ساختمان به سبک مدرن است . در این طرح نمادهایی چون بام شیبدار ، قوس ، سردر ورودی ، پنجره ها ، لوله دودکش وجود دارد . داخل ساختمان دارای فضاهای مختلف و گوناگون است و تضاد پلان را روی نما نشان داده ، نمای ساختمان نشان دادن ذهنیت یک کودک از خانه است.

post - picture 14

پست مدرن سفید

در سال ۱۹۷۲ کتابی به نام ” پنج معمار ” Five Architects در نیویورک چاپ کرد وکار پنج معمار که در دهه ۶۰ و ۷۰ انجام گرفته بود را چاپ کرد .این معماران ساختمانهای مدرن دهه ۶۰ مدرن متعالی و خصوصا Five Architects ۱۹۷۲ Peter Eisernman ۱۹۳۲ رنگ سفید مانند ویلا ساووا لوکوربوزیه را الگوی خود قرار دادند . Michael Graves ۱۹۳۴  منبع الهام اکثر ساختمانها مکعب شکل بودند Charles Gwathmey ۱۹۳۸ John Hejduk ۱۹۲۹ Richard Meier ۱۹۳۴ پست مدرن رابرت ونتوری یک معماری التقاطی است.

۱-  مایکل کریوز از دهه ۸۰ به سمت معماری پست مدرن حرکت کرد ساختمان دفاترعمومی شهرداری پرتلند در آمریکا.

۲-  پیتر آیزنمن به سمت دیکانستراکشن گرایش پیدا کرد .

۳- جان هیداک و چالز گواتمی تا حدودی در همان معماری پست مدرن باقی ماندند .

۴- تنها ریچارد مه یر کماکان خود را به اصول معماری پست مدرن وفادار حس میکند. 


منبع:سایت معماری،نوشته:محمدرضا مکملی





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 26 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

پس از بررسی معماری مدرن متاخر و معرفی تعدادی از معماران و آثار مرتبط به آن دوره اینک به بررسی معماری دوره ای دیگر یعنی پست مدرن می پردازیم:

تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیند و شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند. در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود.

پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن (Deconstruction) و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جز واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.
پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد. هابرماس معتقد است که ، کاربرد " پسا " بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را ، همانطور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را . 
در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که با زیربنایی نامتجانس و ناهمگن ، امور نا متوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . 
تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیند و شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم هستند این است که " بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند ." یا " دست از معنی سازی بردارید . "
در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است. 
ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف کولاژ (
Collage)  است. 
هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چار چوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یا اتوپیای خاصی تعلق دارد . ایهاب حسن نظریه پرداز پست مدرن با ترسیم و ارائه جدولی از تمایزات بین دو جنبش مدرنیسم و پست مدرنیسم به طراحی و نقشه پردازی درباره معدوده ها و مرزهای اندیشه پست مدرن اقدام کرده است . 

 post - picture 1

جدول تمایز مدرنیسم و پست مدرنیسم از دیدگاه ایهاب حسن

- مدرنیسم ........................... پست مدرنیسم 
ـ
صورت/ صورت ربطی/ صورت بارز...... ضد صورت /صورت فعلی /صورت بسته 
ـ هدف ................................................ بازی 
ـ طرح
/نقشه............................................... شانس/تصادف
ـ سلسله مراتب ................................................. فرآیند / اجرا  /رخداد 
ـ حضور ................................................ غیاب 
ـ تمرکز .............................................. پراکندگی 
ـ ژانر / مرز ................................................ متن / بین متن 
ـ ریشه / عمق ................................................ (ریشه کاذب / ریزوم  / سطح

طراحان پست مدرن بر این عقیده هستند که به راحتی می توان تاریخ را دور زد و تاریخ معماری را به شیوه هایی اصیل ، تازه و بدیع مجددا به هم پیوند بزنند . آنان عموما جنبش های خود را در راستای حرکت های جدایی طلب و فرقه گرایانه سوق دادند و ازجنبش های وسیع و گسترده حقوق مدنی و پیوند های انسانی ، که می توانستند موجب رشد ،ارتقا و استعلای محدوده ها و عرصه فعالیت های گروهی گردند ، دوری می جستند . 
پستمدرنها فرانسوی این نوع نگرش به جهان را به مثابه کشفی چشمگیر و کلیدی برای آزادی و سعادت در دنیای جدید پلورالیستی و چند خدایی ارائه می کنند . 
همانگونه که قبلا متذکر شدیم اندیشه پست مدرنیسم سمت و سو و جهت گیری واحدی ندارد . بلکه در جهان متعددی سیر می کند ، مضامین آن چندان با هم سازگار نیستند بلکه در اکثر موارد دچار تناقض ها و ابهام های آشکاری هستند . 
یکی از اساسی ترین مضامین مبحث پست مدرن حول واقعیت یا فقدان واقعیت یا چندگانگی واقعیت می چرخد.  هیچ انگاری مفهومی نیچه ای است که با معنای سیال و بی ثبات از واقعیت رابطه ی تنگاتنگی دارد . شعار " مرگ خدا " ی نیچه به این معنی است که دیگر نمی توانیم به هیچ چیز یقین داشته باشیم . اخلاق دروغ است و حقیقت افسانه .

post - picture 3

از مهمترین مضامین پست مدرنیته می توان به موارد زیراشاره کرد : 

۱- تردید در این باره که هرگونه حقیقت انسانی ، بازنمایی عینی و ساده ای از واقعیت است . 

۲- توجه و تاکید بر نحوه کاربرد زبان از سوی جوامع برای ساختن واقعیات مورد نظر خود ، اینکه جوامع چگونه از زبان برای ایجاد واقعیات استفاده میکنند . 

۳ -ترجیح دادن یا اولویت قائل شدن برای بومی) محلی) ، عینی و اخص دربرابر ، جهانی ، انتزاعی و اعم.

۴- تجدید علاقه یا توجه دوباره به روایت داستان و داستان سرایی . 

۵ - پذیرش این نکته که توصیف های متعدد و متفاوت از واقعیت را همواره نمی توان به شیوه ای قطعی و نهایی ، یعنی عینی و غیر انسانی ، در برابر یا علیه یکدیگر به کار رفت . 

۶ - تمایل به پذیرش و قبول چیزها آنگونه که در سطح و ظواهر قرار دارند ، به جای جستجو به سبک فروید یا مارکس برای یافتن معانی ژرفتر . 

post - picture 6

مارکس                                                      فروید

اکثر این مضامین با هم جور بوده و مناسب هم به نظر می رسند ولی معذلک ، وضعیت پست مدرن از نوعی تنش یا آشفتگی خاصی برخوردار است ، از یک سو تمایل به سمت تجزیه، پراکندگی و افتراق و از سوی دیگر جستجو برای یافتن چارچوب های وسیع تری برای معانی است.  

ادامه دارد...





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 24 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

اسکار نیمایر (به پرتغالی: Oscar Niemeyer) معمار برزیلی و طراح بنای مرکز سازمان ملل در نیویورک است.او در شهر ریو دو ژانیرو زاده شد. در همان شهر در سال ۱۹۳۴ از مدرسه هنرهای زیبا درجه مهندسی معماری دریافت کرد. در ۱۹۴۵ عضو حزب کمونیست برزیل شد. عضویت در این حزب بارها برایش دردسر آفرین بود.در دوره دیکتاتوری نظامی برزیل به دفترش حمله کردند و ناچار به زندگی در اروپا شد.

 فیدل کاسترو گفته بود «من و اسکار نیمایر آخرین کمونیست‌های کره زمین هستیم

oscar - picture 8

نیمایر که خود یکی از اصلیترین و مستعد ترین معماران جنبش مدرن بود، از دل نظام آموزشی سست و سیاهی سر بر آورد. با وجود این، توانست به شناختی بسیار آگاهانه و تقریبا حسی از قابلیت‌های بتن مسلح دست یابد .فولاد در برزیل بسیار کمیاب و گران بود اما بتن نه تنها قیمت ارزانی داشت بلکه حتی با وجود کارگرانی ناوارد می شد با آن به مرزهایی تصور نکردنی رسید. نیمایردر سازه های بتنی، شیوه ایاز معماری را دید که نه تنها مدرن است بلکه می‌تواند گوشه‌هایی ازطبیعت برزیل را نیز نشان دهد.

oscar - picture 7

در سال ۱۹۴۷ با طرح بنای مرکز سازمان ملل متحد در نیویورک شهرتی جهانی یافت.

در ۱۹۵۶ رئیس‌جمهور برزیل از او خواست طرحی برای برازیلیا، پایتخت جدید برزیل بدهد. برازیلیا بزرگ‌ترین طرح معماری او بود و نی‌مه‌یر در آن بسیاری از اندیشه‌های نوی خود را بکار برد.در ۱۹۸۸ برنده جایزه معماری پریتزکر شد.در سال‌های اخیر او همچنان کار می‌کند. آخرین کار او مجسمه‌ای به یادبود محاصره اقتصادی کوبا از سوی آمریکا است.

oscar - picture 9

در ادامه مطلب به معرفی موزه هنرهای معاصر برزیل که از آثار مشهور اوست می پردازیم...





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 18 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

در ادامه مبحث مدرن متاخر اینک به معرفی یکی دیگر از معمارانی که می توان او را در کنار معماران این دوره قرار داد می پردازیم.

ایرو سارینن(Eero saarinen )یكی از استادان پركار و بحث انگیزترین در عرصه معماری در قرن20 بود .هرچند عمرش كوتاه بود و كارهای او در سن 50 سالگی در سال 1961 قطع شد.

erro - picture 1

ایرو سارینن در سال 1910 در فنلاند متولد شد و در سال 1923 زمانی كه 13 سال داشت به همراه خانواده به ایالات متحده مهاجرت كرد ارو حرفه خود را با استعدادهای قابل ملاحظه ای شروع كرد. پدرش الیل سارینن(1950-1873) معمار معروف و بزرگی و شناخته شده بود واولین رئیس آكادمی هنر میشیگان جایی كه در اونجا تدریس هم می كرد بود وارو نیز تحت نظارت پدرش درس می خواند. و از نمونه كارهایش ایستگاه قطار هلسینكی و بسیاری دیگر از ساختمانهای برجسته فنلاند بود و یادبود توسعه ملی جفرسون نیز از آثار اوست.

مادرش لوئیس (1968-1879) طراح پارچه و لباس و مجسمه ساز بود و همچنین خواهرش لیزا (1979-1905) طراح داخلی بود . نمونه كار پدر ارو طراحی پردیس Cranbrook در حومه دیترویت معیار مهمی در حرفه ارو بود او اعنقاد راسخ به اینكه معماری باید كل محیط زیست را در بربگیرد داشت و دركنار كارهایش از منظره و اشیای تزئینی به عنوان مدل كمك می گرفت و درآكادمی پاریس (1930-1920) به تحصیل مجسمه سازی می پرداخت وتحصیلات معماری خود را در دانشگاه ییل (1931 -- 1934) گذراند و در سال 1934 &1935 به اروپا بورسیه شد.
مسیر اصلی حرفه ی ارو مدرن سازی بود و در طول سالهای (1930-1940) به تمرین طراحی ساختمانهایی به همراه پدرش Eliel ، او و همکارانش پرداخت .همكاری بین پدر و پسر در آینده ی ارو اثرات بسیار پرباری دركشف ایده های خود و كسب شهرت به عنوان یك معمار مدرن داشت . برجسته ترین موفقیت پدرش و وی در سال 1939 برای طراحی گالری هنر اسمیتسونین بر روی بازار واشنگتن بود .و در زمان جنگ با همكاری پدرش پروژه های مسكونی را اجرا كرد. با مرگ Eliel Saarinen در سال 1950 ، Eero رسما كار خود را به عنوان معمار مستقل آغاز كردند و با طراحی مبلمان شروع كرد و كارهاشون رو در نمایشگاهی در سال 1940 با نام طراحی ارگانیك در مبلمان خانگی در موزه های مدرن در نیویورك به نمایش گذاشتند .و برنده ی ایجاد طرحهای مدرن مبلمان شد.

erro - picture 10

ایرو در حرفه اش روشهای جدید و متنوع ابداع می کرد هرجند در زمان زندگی اش از سوی معماران هم دوره خود نادیده گرفته شد و گاه مورد تمسخر قرار می گرفت امروزه به عنوان یکی از استادان معماری آمریکایی سده بیستم به شمار می آید. او همه را تحت تاثیر و مجذوب طرحهای قدرتمندش می کرد و روز به روز مشهرتر می شد.

جدای طراحی‌ها معماری فرودگاه و موزه‌های بزرگ ومبلمان ارو به عنوان مجسمه ساز معروفیت زیادی داشت.بعضی از کارهاش مثل ترکیب استیل و شیشه در مرکز جنرال موتورز نمونه هایی از سبک بین‌الملل هستن.همچنین کار معروف پایانه TWA در فرودگاه کندی جالبه.ارو گاهی به عنوان پدر نئو اکسپرسیونیم هم شناخته می شود.

ایرو سارنین فعالیتهای بسیاری در زمینه معماری مجسمه سازی و طراحی مبلمان انجام داد و جوایز زیاذی دریافت کرد و در سال ۱۹۶۱ در اثر تومور مغزی در گذشت و بعد از مرگ وی مدال طلای موسسهٔ معماران آمریکا به وی تعلق گرفت .

اینک به معرفی یکی از کارهای مشهور او یعنی ترمینال TWA می پردازیم...





نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 16 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان

پس از بررسی دوره مدرن متاخر اینک به معرفی تعدادی از معماران این دوره و آثار آنان می پردازیم.

آندو خود معمایی است.هیچ كس اطلاع دقیقی از زندگی شخصی او ندارد.حتی جای تردید است كه از دانشگاهی فارغ التحصیل شده باشد.آنچه از او می دانیم آن كه متولد اوزاكا در سال 1941 است و كارگاه شخصی خود را در سال 1970 دایر نمود و تا كنون بیش از یكصدو پنجاه پروژه ی معماری طراحی كرده است.

آندو بی شك مهم ترین و بانفوذترین معمار معاصر ژاپن است.

شهرت او بیشتر به خاطر تركیبات موجز و منسجم ونحوه ی بكارگیری مصالح و بویژه بتن است.تجربه ی فضا وطبیعت و آفتاب و آسمان و باد مضمون های غالب معماری آندو هستند.گرچه برچسب كمینه گرایی بر او خورده است,اما بیشتر توجه او بر تلفیق فرم های مدرن با مفاهیم و شیوه های سنتی ژاپن معطوف است.به بیان دقیق تر ,هدف او تغییر معنای طبیعت از گذرگاه معماری است و همه ی اینها , ریشه در سنت منطقه ای زیستگاه او - یعنی كانزای - دارد.

"خانه ی دیوار" , "شهرك روكوكو" , "نمازخانه ی كوه روكوكو" و"موزه ی ادبیات هیمجی " از جمله ی مشهورترین آثار اوست.

 

ando90 - picture 1


موزه ی هنرهای مدرن فورت فورث

مكان:فورت ورث تگزاس - ایالات متحده

تاریخ ساخت:1999-2002

زمینی كه برای این پروژه در نظر گرفته شد در حومه فورت ورث وسط یك پارك بزرگ و دقیقا در كنار یكی از آثار مهم معماری قرن بیستم - یعنی موزه ی هنری كیمبال اثر لوئی كان- قرار دارد.طبیعتا ایجاد یك رابطه ی بهینه بین ساختمان جدید وبنای كیمبال ونیز طراحی یك مكان عالی در زمینی چنین وسیع ,بزرگترین دغدغه ی طراح بود.

 

ando90 - picture 5



ando90 - picture 6








نوع مطلب : آشنایی با معماران، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 7 مرداد 1390 :: توسط : محمدرضا نظریان
( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ
انجمن علمی معماری
معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز

مدیر وبلاگ: محمدرضا نظریان
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو